تبلیغات
بهترین عکسهای بازیگران ، خوانندگان، فوتبالیستها و ورزشکاران و گلیپ هاو مطالب جالب - زرتشت
 
بهترین عکسهای بازیگران ، خوانندگان، فوتبالیستها و ورزشکاران و گلیپ هاو مطالب جالب
عکسهای بازیگران ، خوانندگان، فوتبالیستها و ورزشکاران و گلیپ هاو مطالب جالب
درباره وبلاگ


عکسها، کلیپها، ورزشهای ، و بهترین موسیقها ، مطالب جالب ، نتایج زنده مسابقات و جدول مسابقات فوتبال ایران و دیگرکشورها، لیگ برتر ایران، لالیگا اسپانیا ، لیگ برتر انگلیس

مدیر وبلاگ : یعقوب
نویسندگان
یکشنبه 3 آبان 1388 :: نویسنده : یعقوب

زرتشت كیست ؟

 

زرتشت پیامبر بزرگ آریایی و ایرانی می‌باشد . او هزاران سال پیش مردمان را به یكتاپرستی دعوت كرد و در این راه جان خود را اهدا نمود . پیروان او را امروزه زرتشتی می‌نامند و زرتشتیان به اسم بهدین نیز خوانده می‌شوند . زرتشت را زرتشتیان به اسم « اشوزرتشت » می‌نامند كه از دو واژه اشو به معنای پاك و زرتشت تشكیل شده است . زرتشت از پدری بنام « پوروشسب » و مادری بنام « دغدو » به دنیا آمد . پوروشسپ از دودمان اسپنتمان و مردی معروف به دانش و اشویی بود . و ما اینك او را به نام « زرتشت اسپنتمان » می‌نامیم . « دغدو » دختر « فری هیم روا » از خاندان اشراف و مذهبی بود . حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو ، پنج پسر بود ، و زرتشت سومین آن‌هاست .

زرتشت آموزش‌های نخستین را از پدر و دیگر دانشمندان نامدار شهر خود آموخت . نوشته شده است كه او ذهنی تیز و روحیه‌ای كنجكاو داشت و در پانزده سالگی همه‌ی دانش زمان خود را آموخته بود .

روحانیون ایران باستان قبل از زرتشت

در ایران باستان متولیان رسمى ادیان و مذاهب قبل از زرتشت را مغ مى گفتند. مغ ‌ها عامل رواج جادوگرى در جامعه ایرانى بودند. آنان فن جادوگرى را از بابلیها و كلدانیها آم وختند. هرودت مى گوید: مغ ‌ها طایفه اى از طوایف ششگانه قوم ماد بوده اند. این مغ ‌ها بودند كه مذهب را به خرافات و جادوگرى و... آلودند. پادشاهان ماد در اقتدار مغ ‌ها و سلطه آنان كوشیدند. نفوذ و پایگاه اجتماعى مغ ‌ها به حدى بود كه پس از انقراض ‍ سلسله مادها، باز هم این صنف روحانى همچنان مقترد بود. ((میان مغ ‌هاى ایرانى و كلدانى فرق است ، مغهاى ایرانى به تعالیم زرتشت آشنائى كامل داشتند..)

 

 

زرتشت اندیشید و اندیشید و در پهنه های اندیشه گسترده خود به کشف بزرگ دیگری دست یافت : او دید که در انسانها نیروئی گراشته شده بنام « آزادی گزینش » . او دید که انسانها نیازی به رهبران دروغین دینی « کرپانها» ندارند که به آنها در گزینش راه زندگی خود فرمان و دستور دهند ، فرمان و دستورهائی که همگی بر پایه خرافات و دروغ شکل گرفته اند ، و در این گام از خودآموزی زرتشت سرانجام به بزرگترین کشف خود دست یافت.

او دریافت که انسانها میتوانند بوسیله یک نیروئی بیکران که آنرا « خرد» نامید از میان نیروهای مخالف یکدیگر ، نیروهائی را گزینش کنند که آنها را به سوی خوشبختی هر دو جهان، چه مادی و چه مینوی، راهنمائی نماید. و زرتشت سرچشمه این نیرو را « مزدا» نامید . پس او « خرد » را در بالاترین رده از جهان بینی خود گزاشت و نام خدای خود را « اهورا مزدا» نهاد . هستی خرد بخش ، هستی که سرچشمه خرد را به انسانها ارمغان کرده ، خدای خرد و خدای زندگی ، خدائی که هر کس به سوی او رود از خرد بی پایان او بهره خواهد گرفت ، خدائی آزادی بخش که با پاره کردن زنجیرهای خرافات و باز کردن درواز های خرد، هر کس را به بخش پر از نور دانائی خواهد کشاند . زرتشت که دروغ و خرافات را در دینی که در آن به دنیا آمده بود شناخته بود اکنون به وجود

« خرد» پی میبرد و « راستی » را می شناخت و « آزادی گزینش » را آزمایش میکرد. و اکنون میتوانست آنها را برای خوشبخت کردن زمین و جانداران آن بکار بگیرد .

ولی بر پایه قانون « دوگانگی نیروها » او دید که چاره ای نیست مگر اینکه با نیروهای زاینده دروغ و خرافات نبرد کند . چون آنها هر دم در پی آنند تا « راستی » را با « دروغ » ، « خرد » را با « خرافات»  ، « آزادی گزینش » را با « زورگویی و ستم » ، « به زیستن » را با « رنج» ، « آرامش » را با « نگرانی و تشویش » از پا در آورند و راه پیشرفت و تحول و رسائی و زندگی جاوید مینوی را بر جهانیان سد کنند .

زرتشت خداهای آنها را « د ئوا» یعنی دیوان نامید. پس آنها در برابر زرتشت جبهه گر فتند و او را متهم به « کفر گوئی» کردند و با یاری رهبران سیاسی ستم گر که « کاوی» خوانده میشدند آغاز به آزار او نمودند. و زرتشت تنها شد. بی دوست و بی یار.

و در این زمان زرتشت پی برد که او تنها در یک نبرد اندیشه ای ِیعنی فرهنگی است که میتواند پیروز شود. چون او میدانست که آئین او ضد کشتار و خوشونت است. ولی همین آئین از چنان نیروی بیکرانی برخوردار است که جهان را دگرگون خواهد نمود و انسانهائی که بوسیله این آئین با خرد اشنا خواهند شد این جهان را به سوی خوشبختی خواهند برد.

بنابراین او زندگی را یک « میدان نبرد » نامید که در آن اندیشه های« پیش برنده » با اندیشه های « بازدارنده » در نبردند .

او دید که در دینی که به دنیا آمده بود ، « خرد » برای مردمان ناشناخته است ، « آزادی گزینش » ناشناخته است ، « خوشبختی » ناشناخته است . پس می باید آنها را از نو آموزش داد و او این پدیده های مقدس را در قالب یک آئین نوین خوشبختی آفرین در سروده های همیشه جاوید و مقدس خود « گاتها » به مردمان جهان ارمغان نمود . از آن پس زرتشت ، زرتشتی شد که فراسوی زمان و تاریخ قرار گرفت .

سخن ابوریحان بیرونى درباره كتاب زرتشت

 

بنا به گفته ابوریحان بیرونى در آثار الباقیه : زرتشت كتابى آورد كه آن را ((اوستا)) یا ((انبا)) گویند و لغت این كتاب با لغات تمام كتب جهان مغایرت دارد. لغات و حروف این كتاب با دیگر كتب فرق دارد. علت این است كه این كتاب به اهل یك زبان اختصاص داشته است . این كتاب (اوستا) در خزانه ((دارابن دارا)) پادشاه ایران بوده كه طلاكارى شده و بر دوازده (هزار) پوست گاو نوشته شده بود. ((اسكندر مقدونى )) این نسخه را بسوزانید و ((هربدان )) را از دم شمشیر گذرانید. از این زمان ((اوستا)) معدوم شد و به اندازه 5/3 آن بكلى از میان رفت و امروزه 12 قسمت از آن در دست زرتشتیان است

نام اوستا نیز مانند زرتشت صور ضبط گوناگونى در تاریخ دارد:

((اوستا))، ((اوستا))، ((اویتسا)) ((بستاق ))، ((ایساق ))، ((ابستاع ))، ((ایستا))، ((آبستا))، ((افستا))، ((اپسنتا)). ((اوستا)) مشهورترین نام كتاب زرتشتیان است . در منابع اسلامى ((بستاه ))، ((ابستاق )) و ((افستاق )) ضبط گردیده است . در معناى این كلمه نیز توافق وجود ندارد، برخى آن را به معناى ((پناه )) گرفته و برخى دیگر به مفهوم ((دانش معرفت )) دانسته اند. عده اى دیگر به معنى ((متن اساسى )) گرفته اند.

آنچه مسلم است ك ((اوستا)) به معناى ((اساس و متن اصلى )) مى باشد.

كلمه ((اوستا)) همیشه همراه با لفظ ((زنده و پازند)) است . پازند شرح و تفسیر اوستا است كه پس از زرتشت توسط ((موبدان )) كیش زرتشت نوشته شده است . به این تفسیر ((باررو)) نیز مى گویند.

پورداوود محقق ایرانى مى گوید: اوستا كهن ترین نوشته ایرانیان است . اوستا نیز همچون زرتشت در هاله اى از ابهام قرار دارد. تاكنون زمان حیات زرتشت روشن نشده ، بنابراین نمى توان به زمان نگارش اوستا پى برد.

 

نظر یك محقق فرانسوى

 

یك محقق فرانسوى مى گوید: كتاب زرتشتیان اوستا نام دارد كه یكى از قدیمى ترین كتب جهان بشمار مى رود و شاید كهن ترین اثر مكتوب قوم ایرانى باشد. اوستا در یك عهد و به دست یك نفر نوشته نشده ، بلكه در طول سالیان توسط افراد بسیار نگاشته شده است . محققان بر این باورند كه بخشى از ((اوستا)) كه ((گاتاها)) نام دارد، كهن ترین قسمت اوستا است . این قسم حاوى سرودهائى است كه بر زبان زرتشت جارى شده است . اوستاى موجود، اوستاى اولیه نیست ، زیرا اصل آن درگذر روزگار از بین رفته است . اوستاى اصلى به خط زرین نوشته شده بود كه در حمله اسكندر به ایران نابود شد. از آن پس ، دوباره در روزگار ((بلاش اشكانى )) و ((شاپور اول )) قسمتهائى از آن گردآورى و تدوین شد. زبانى كه اوستا به آن نوشته شده ، یكى از كهن ترین زبانهاى ایران قدیم است . اگر چه به درستى روشن نیست كه این زبان در چه دوره اى رواج داشته ، اما همین اندازه معلوم است كه با زبانهاى دیگر اقوام آریائى چون فارسى باستان و سنسكریت (زبان مردم هند) تجانس داشته است (394). ((سایكس )) نیز بر این عقیده است كه : كتاب اوستا به زبانى نوشته شده كه آن را ((اوستیك )) مى گویند و با زبانى كه شاهان هخامنشى در كتیبه هاى خود بكار برده اند، فرق دارد. گفته اند كه اوستا 21 كتاب بوده كه با خطا طلا بر دوازده هزار پوست گاو نگاشته شده . پس از انقراض هخامنشیان است كتاب نیز از میان رفت و فقط قسمتهاى كوچكى از آن بدست امده است . بلاش اول پادشاه اشكانى این كتاب را احیا كرد و اردشیر ساسانى انجام آن را به پایان برد. گمان مى رود كه در دوره هاى بعد بر آن اضافاتى شده باشد. انچه از اوستا در دست است ، عبارت است از:

 

  1 یسنا؛ مشتمل بر 72 فصل حاوى سرودها كه گاتها جزء آن است .

2   ویسبرد؛ مجموعه اى از ادعیه و سرودها.

 3  وندیداد؛ قانون و دستورات موبدان و مبین احكام عبادات و...

4 یشت ها؛ شامل سرودهایى در تجلیل فرشته هاى موكل ایام و... مهمترین قسمت اوستا گاتهاست كه شبیه ((مزامیر عبریان )) است . گمان مى رود ((گاتها)) سروده هاى شخص زرتشت باشد

خورداد و فروردین ماه ( تعطیل زرتشتیان ) ۶ فروردین خورشیدی

در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب اشوزرتشت در خانه پدرش در کنار رود درجی که به دریای چی چست ( ارومیه ) می ریخت با چهره نورانی و خندان از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود اورا زرتشت اسپنتمان نام نهادند و در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسب کیانی از جانب اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد .

اما چرا زرتشت ناگهان از حیوان ها و انسان ها دوری گزیده ؟ چرا زمین و خشکی را ترک گفته و از آنها گریخته است ؟

آخر او شش مرحله تنهائی را پشت سر گذاشته و از شش خوان انزوا گذشته ، اما برای طی هفتمین مرحله تنهایی ، زمین و دریا در نظر او سر منزلی ناچیز بود . زرتشت به جزیره ای دور افتاده در دل امواج پناه برد . به کوهستان رفت و شعله آتش شد ، و به سوی انزوای هفتمین زبانه کشید .

     ای گمشدگان راه زندگی ، ای ویرانه های بازمانده ستارگان کهن ، ای دریاهای آینده ، ای آسمان های تاریک ، اکنون من بسوی همه شما ، به سوی هرچه که مظهر تنهایی و انزواست روی آورده ام  به ندای مقدس آتش پاسخ دهید ، به سوی من که صیاد کوهستان های بلندم رو آورید و مرا با انزوای هفتمین ، با آخرین انزوایم ، نزدیک کنید !

     و اینک ای دوستان و هم میهنانم : من این آتش مقدس را در برابر خویش نهاده ام ، زیرا این آتش روح من است .  





نوع مطلب : مقاله ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 01:57 ق.ظ
I do agree with all the ideas you have presented to your post.
They're very convincing and can definitely work. Nonetheless, the posts are
too brief for beginners. May you please extend them a bit from subsequent time?
Thanks for the post.
جمعه 17 شهریور 1396 03:25 ب.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this website before but after reading through some of the post
I realized it's new to me. Anyhow, I'm definitely glad I found it and I'll be bookmarking and checking back
frequently!
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:26 ب.ظ
It's genuinely very difficult in this full of activity life to listen news on TV, therefore I only use world wide web for that purpose, and take the newest information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
استارباکس